دریای بی کران عشق
بعد از تو هر چه رفت در انبوهی از جنون و جهالت رفت بعد از تو پنجره ای سخت زنده و روشن میان ماه و پرنده میان ما و نسیم شکست،شکست،شکست..... عشق یعنی خلوت راز و نیاز عشق یعنی سوز بی ماوای ساز عشق یعنی کوی ایمان و امید عشق یعنی یک بغل یاس سپید عشق یعنی لحظه ی دیدار یار عشق یعنی انتهای انتظار عشق یعنی وعده ی بوسُ کنار عشق یعنی یک تبسم بر لب زیبای یار عشق یعنی حس نرم اطلسی عشق یعنی با خدا در بی کسی عشق یعنی هم کلامی بی صدا عشق یعنی بی نهایت تا خدا.... چشم چشم دو ابرونگاه من به هر سو پس چرا نیستی پیشم ؟ نگاه خیس تو کو؟ گوش گوش دوتا گوش،دو دست باز یه آغوش بگیر قلبمو یادم تو را فراموش چوب چوب یه گردن، جایی نری تو بی من دق میکنم میمیرم اگه دور بشی از من دست دست دو تا پا یاد تو مونده اینجا یادت میاد که گفتی بی تو نمیرم هیچ جا من؟ من؟ یه عاشق ، همون مجنون سابق. اگه عشق نبودی و غم عشق نبودی به عاشق چه بگفتی؟ می گویند عشق چیز عجیبی است ، آبی است آبی، بی رنگ است مثل آب، جاوی است مثل زندگی، وسیع است به اندازه ی دورنمای چشمان زیبای تو. اگر عشق آبی است ، تمام وسعت آن تقدیم تو.


.jpg)


